۱۳۹۹ بهمن ۶, دوشنبه

تداوم محرومیت از درمان منیره عربشاهی در زندان کچویی کرج

 منیره عربشاهی، فعال مدنی محبوس در زندان کچویی کرج علیرغم دستور پزشکی قانونی جهت اعزام درمانی تاکنون از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

این امر در حالی است که زندان کچویی کرج پیشتر هزینه اعزام این فعال مدنی به بیمارستان را دریافت کرده اما دادستانی کرج مدعی است که تاکنون نامه‌ای مبنی بر درخواست اعزام برای درمان از زندان نگرفته است. منیره عربشاهی و دخترش یاسمن آریانی، از مخالفان حجاب اجباری هستند که دوران محکومیت خود را در زندان کچویی کرج سپری می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، منیره عربشاهی، فعال مدنی محبوس در زندان کچویی کرج علیرغم دستور پزشکی قانونی جهت اعزام درمانی تاکنون از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

این امر در حالی است که زندان کچویی کرج از دو هفته پیش هزینه اعزام این فعال مدنی به بیمارستان را دریافت کرده اما دادستانی کرج کرج مدعی است که تاکنون نامه‌ای مبنی بر درخواست اعزام به درمانی از زندان نگرفته است. به گفته یک منبع مطلع خانم عربشاهی به دلیل ورم غدم تیروئید در صحبت کردن نیز دچار مشکل شده است.
این منبع مطلع در گفت‌وگو با هرانا در این خصوص می‌افزاید: «خانواده ایشان از زندان به دادستانی مراجعه می‌کنند اما هیچکس پاسخ درستی نمی‌دهد و هر یک دیگری را مقصر جلوه می‌دهد. قاضی شعبه ۱۰ دادستانی کرج می‌گوید نامه‌ای از زندان دریافت نکرده، قاضی ناظر بر زندان خانم دهقان نیز سمت دیگر را مقصر این اهمال کاری معرفی می‌کند و این بین به تنها چیزی که توجه نمی‌شود سلامت منیره عربشاهی است.»
یاسمن آریانی از مخالفان حجاب اجباری در حالی که در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۷ با پایان حبس از بابت محکومیت پیشین خود از زندان اوین آزاد شده بود، در تاریخ ۲۱ فروردین ۹۸ مجددا بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شد. وی به همراه مادرش منیره عربشاهی که یک روز بعد از فرزندش بازداشت شد، به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. آنها نهایتا در تاریخ ۲۲ مرداد ۹۸ از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقل شدند و مجددا در تاریخ ۳۰ مهرماه امسال از بند زنان زندان اوین به زندان کچویی کرج تبعید شدند.

این دختر و مادر زندانی مردادماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه و هرکدام از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۶ سال حبس تعزیری و در مرحله تجدیدنظر هرکدام مجموعا به ۹ سال و ۷ ماه حبس محکوم شدند. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه زندان در خصوص هر یک از آنها قابل اجرا است.


۱۳۹۹ دی ۲۰, شنبه

گزارشی از آخرین وضعیت و نامه سعید ماسوری در آغاز بیست‌ویکمین سال حبس

 

جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۳۹۹، سعید ماسوری، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج علیرغم تحمل ۲۰ سال حبس از محکومیت ابد خود همچنان بدون مرخصی و چشم‌اندازی از آزادی زودهنگام تحمل حبس می‌کند.

آقای ماسوری اکنون با نوشتن نامه‌ای یاد و خاطره شماری از اعدام شدگان در سال‌های حبس خود را گرامی داشته است.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است، عینا در ادامه می‌آید:

«به بهانه بیستمین سالگرد دستگیری و زندان

بیست سال از ۱۹ دی‌ماه ۷۹ گذشت و وارد بیست و یکمین سال زندان شدم. شاید برای کسانی ”۲۰” تنها یک عدد باشد ولی با نگاه ”تحمل حبس در زندان“ چیزی بیشتر از یک عمر است… ۲۰ سال تمام، اوج شقاوت‌ها و رذالت‌ها و در مقابل اوج زیبائی‌ها و رشادت‌ها را نه فقط تجربه که زندگی کردم.

از اولین لحظات دستگیری که تلخی آن به حدی بود که حتی حافظه‌ام هم از پذیرفتن آن سر باز می‌زد و نمی‌خواست آن را در دایره محفوظات خود نگاه دارد تا دیدار و زندگی کردن هر چند کوتاه با زیباترین، بالابلندترین و رشیدترین فرزندان این آب و خاک، سروقامتانی که جلادان و شمریان زمان تک به تک آن‌ها را با طناب‌های حقه و کین و شقاوت خود، بر تیرک‌های اعدام، به دارشان آویختند و عاجز از درک این مفهوم که به قول آن بزرگ زن آزاده “ما رایت الا جمیلا” (که من چیزی جز زیبایی نمی‌بینم) که اشاره‌اش به زیبایی، انسان‌ها و قهرمانانی بود که آگاهانه و سرافرازانه به پای چوبه‌های دار رفتند و آنچنان مرگ و نیستی را هم مغلوب خود کردند که امثال رئیسی و اژه‌ای و …. را هم با “طناب” و “ساطورهای خونین قصابی‌شان” به سخره گرفتند… از خودگذشتگانی که بر فراز چوبه های دار و در زیر سنگ چین دیوارهای زندان و حتی گورستان هم بر آزادی و حیات انسانی هم نوعانشان اصرار می ورزند، تا دیگر دخترکان معصوم برای لقمه ای نان در خیابان پرسه نزنند و پسرکان‌مان تا کمر در سطل های زباله خم نشوند و جوانانمان به خاطر کولبری و یا قاچاق سوخت به گلوله بسته نشوند. قهرمانانی که حاضر شدند به این خاطر آخرین سلاح یعنی “مرگشان” را هم به کار گیرند… و اگر این اوج زیبایی انسان و قهرمانی نیست، پس چیست؟؟ و به همین خاطر هم مرگشان آن هم به دست این سفله‌ترین سفله‌گان فریادی است که هیچ گاه بی‌پاسخ نمانده و نمی‌ماند. آری، “و ما رایت الا جمیلا”.

از اولین اعدام‌هایی که در زندان شاهد بودم، یعنی حجت زمانی، ولی الله فیض، قهرمانانی از ایلام و کرمانشاه تا علی صارمی راد مردی از لرستان و شاهرخ زمانی سرافراز مردی از آذربایجان تا حاج محمد آقایی (اصفهان)، جعفر کاظمی و محسن دگمه چی از دلیران تهران تا علی حیدری، فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر و شیرزن کرد شیرین علم هولی که شهادت قهرمانانه‌اش گواهی بود بر عظمت روح انسانی او و به هیچ انگاشتن موانع و بن‌بست های امنیتی و سنتی … و انبوه انبوه دیگر ستارگان این آسمان شب زده: محمد ثلاث، احسان فتاحیان، شیرکوه معارفی… و عاقبت به خون غلتاندن جگرگوشگانم زانیار و لقمان مرادی که هنوز عطر وجودشان را در کنارم احساس می‌کنم و رامین حسین پناهی و همه از کوه مردان کردستان و البته جوشش این خون‌های “به زمین ریخته” و به ” آسمان سر کشیده” را در میان مردم در سال‌های ۹۶ ،۹۷ و ۹۸ تاکنون شاهد بودیم و باز خون‌های دیگر: محمدرضا صالحی و نوید افکاری و و و که همه نه اجسادی که بذرهایی شدند در زیر خاک و خون‌هایی که در رگان تاریخ جاری گردیدند.

براستی اگر نبود انسان‌هایی از این گونه که با فدای خود، هستی و زندگی را برای دیگران مطالبه کنند، البته بربریت بر چرخه حیات غالب بود نه انسانیت! اگر فدا و ایثار را خواستن برای دیگران و پرداخت به دیگران بدانیم و یا صرف نظر کردن از آنچه می‌تواند برای خود و از آن خود باشد، به نفع و به خاطر دیگران… آنگاه فصلی ممیزه برای انسان و حیوان ترسیم کرده‌ایم… و هرچه درجه فدا بالاتر به همان میزان مدار انسانی بالاتر.

چه بسا با این ویژگی بوده که انسان اجتماعی شد و اساسا انسان شد. همین فدا کردن و گذشتن از درهمی و نانی، از کامی و از نامی تا عاطفه و جانی است (برای دیگران) که برای خدا باوران روز حساب و معاد را معنا می‌کند و برای خداناباوران انسان و انسانیت را… و در نبود آن نه ”خدا“ و ”حساب“ معنایی داشت و نه انسانیت، همه چیز کماکان در مدار ماقبل انسانی.

نمی‌دانم منظور شاملو چه بود آنجا که می‌گفت: …همچنان‌که سکوت آفتاب ظلمات است، سکوت آدمی اما، فقدان جهان و خداست… و ای کاش پیش‌تر اضافه می‌شد که ”غیبت فدا، فقدان آدمی است و انسان! در غیر اینصورت اگر انسان تنها ”تلاشی از پی زیستن” بود ”به رنج‌بارتر گونه‌ای ابلهانه“ سفری بود از دهلیزهای خم اندر خم و پیچ در پیچ… از پی هیچ!

فدا و ایثار اوج آگاهی است، اوج آزادی است، اوج اراده و والاترین انتخاب است، فلذا برای فرزند انسان تنها تجلی‌گاه واقعی ”عشق“.

و از آنجایی که کشته‌شدگان ما هم عاشق‌ترین عاشق‌ها بودند، در اوج انسانیت خود حامل خبر بزرگ ”پیروزی انسان“ بودند و در مسیر مداوم تاریخ از قلمرو ضرورت و اجبار به سوی آزادی و رهایی.

نتیجه آنکه با این سرمایه انسانی که از سال‌های شصت و شصت و هفت تا به امروز شاهد آن بوده‌ایم تهدید و ارعاب‌های مهره‌های ریز و درشت حکومتی به اعدام و سرکوب راه به جایی نخواهد برد.

صبح آزادی نزدیک است.

سعید ماسوری/ دیماه ۱۳۹۸/ زندان رجایی شهر کرج.»

دکتر سعید ماسوری متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر می‌برد تا اینکه در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ به خانواده ایشان اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شد. او در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد؛ هر چند باید اشاره کرد که در اردیبهشت سال بعد به خانواده وی بازداشت او اطلاع داده شد. ایشان از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در یکی از سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

آقای ماسوری از زمان بازداشت تا این لحظه بدون هیچ‌گونه مرخصی در اماکن مختلفی از جمله بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، زندان اوین و زندان رجایی شهر کرج حبس خود را سپری کرده است. این زندانی سیاسی در طی ۲۰ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندان‌ها و نیروهای امنیتی اعتصاب غذا کرد و سابقه آسیب‌دیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.

آزادی سیاوش جوان با تودیع قرار وثیقه از زندان ارومیه

 به صورت موقت

 و تا پایان مراحل دادرسی از زندان ارومیه آزاد شد. آقای جوان مهرماه امسال توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شده بود. وی در تاریخ ۲۷ مهر با پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز سه‌شنبه ۱۶ دیماه ۱۳۹۹، سیاوش جوان، شهروند سنی مذهب از زندان ارومیه آزاد شد.

آزادی آقای جوان با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.
سیاوش جوان مهرماه امسال توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شده بود. وی در تاریخ ۲۷ مهر با پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد.

اتهام مطروحه علیه وی عضویت در گروه‌های سلفی عنوان شده است.

سیاوش جوان، متاهل و از شهروندان سنی مذهب اهل ارومیه است.

۱۳۹۹ دی ۱۱, پنجشنبه

فریده ویسی و سیروس عباسی پس از جلب به دادگاه منتقل شدند

 هه‌نگاو: دو تن از فعالین مدنی شهرستان دهگلان در استان کُردستان که چندی پیش با انتشار ویدیویی اعلام کرده بودند تنها به شرطی در نشست دادگاه حاضر خواهند شد که نشت دادگاه عادلانه و علنی باشد، پس از جلب به دادگاه منتقل شدند.

فریده ویسی و سیروس عباسی پس از جلب به دادگاه منتقل شدند

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۹ دی ۹۹ (۲۹ دسامبر ۲۰۲۰)، سیروس عباسی و همسرش فریده ویسی از فعالین مدنی شهرستان دهگلان توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به دادگاه عمومی و انقلاب این شهر منتقل و از آنجا نیز به سنندج منتقل شدند.

یک منبع نزدیک به خانواده عباسی در اینباره به هه‌نگاو اعلام کرد که، پس از آنکه آنها دو بار به دادگاه انقلاب سنندج احضار شده و حضور نیافته‌اند، قاضی سعیدی قاضی شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج حکم جلب آنها را صادر کرده است.

این منبع در ادامه اعلام کرد که این دو فعال مدنی پس از بازداشت به دادگاه انقلاب سنندج منتقل شده و قاضی سعیدی آنها را محاکمه کرده است. این دو فعال مدنی پس از محاکمه در شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج آزاد شدند.

روز شنبە دهم آبان‌ماه ١٣٩٩ (٣١ اکتبر ٢٠٢٠)، فریدە ویسی در صفحەی اینستاگرام خود با انتشار ویدیویی که به زبان کُردی ضبط شده اعلام کرد همراه با همسرش سیروس عباسی از حضور در دادگاه خودداری کردە و نشست دادگاه را بایکوت خواهند کرد.

فریدە ویسی در این ویدیو می‌گوید کە من با اعمال فشار ناچار شدم در مقابل دوربین بە کارهایی کە نکردم اعتراف کنم و علیە خود شهادت دهم، طی اعتراف تلویزیونی بارها مجبور می‌شدم کە یک جملە را تکرار کنم تا فیلمی کە کارشناسانشان تایید می‌کنند، ضبط و منتشر شود.

وی در ادامه می‌گوید: ”تمام دلخوشی ما این بود کە در زمان برگزاری نشست دادگاه بتوانیم در دادگاهی عادلانە از خود دفاع کنیم، اما اولین نشست دادگا در فضایی برگزار شد کە ما اصلاً نتوانستیم از خود دفاع کنیم، من احساس کردم قاضی یک بازجوست و از اطلاعات حمایت می‌کند، ما نمی‌توانستیم از خود دفاع کنم، زمانی کە دادگاه را ترک کردیم تصمیم گرفتیم کە جلسات بعدی را بایکوت کنیم. تنها زمانی در دادگاه حضور خواهیم یافت، کە نشست دادگاه علنی و عادلانە برگزار شود.“

سیروس عباسی و همسرش فریدە عباسی روز شنبە ٢٤ آذرماه سال ١٣٩٨ (١٤ ژوئیە ٢٠٢٠) پس از حملەی نیروهای امنیتی اطلاعات شهر دهگلان بە محل کارشان، مرکز علمی و آموزشی زانست، بازداشت و آزاد عباسی برادر سیروس پس از اینکە برای پیگیری وضعیت برادر و همسر برادرش رفتە بود،همان روز بازداشت شد.

این سه شهروند پس از دو ماه بازداشت با وثیقه‌های ۲۰۰ و ۳۰۰ میلیون تومانی و موقتاً تا زمان برگزاری نشست دادگاه آزاد شدند.​

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی مژده اقترافی و هوشمند طالبی، شهروندان بهائی در اصفهان

 مژده اقترافی و هوشمند طالبی، زن و شوهر بهائی ساکن ویلاشهر اصفهان با گذشت بیش از ۴ ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف به ترتیب در زندان‌های دولت آباد اصفهان و دستگرد اصفهان بسر می‌برند. 

بازپرس پرونده تاکنون از صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت این شهروندان خودداری کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۳۹۹، مژده اقترافی و هوشمند طالبی، زن و شوهر بهائی ساکن ویلاشهر اصفهان

 با گذشت ۴ ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف به ترتیب

 در زندان‌های دولت آباد و دستگرد اصفهان بسر می‌برند.

بازپرس پرونده تاکنون از صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت این شهروندان خودداری کرده و اتهامات مطروحه علیه این افراد در مرحله بازپرسی تبلیغ علیه نظام و ارتباط با دولت متخاصم عنوان شده است. ممانعت از صدور قرار برای این افراد در شرایطی است که به گفته یک منبع مطلع از وضعیت این زوج، آقای طالبی آبان‌ماه امسال در زندان به ویروس کرونا مبتلا شده بود.
این منبع مطلع در ادامه در خصوص وضعیت این شهروندان به هرانا گفت: “در هر بار مراجعه خانواده به دادسرا، بازپرس پرونده وعده پایان تحقیقات را می‌دهد، اما این قول تا امروز محقق نشده است. حتی وکیل آنان هنوز اجازه مطالعه پرونده و یا ملاقات با موکلان خود را نداشته است. فرزندان نوجوان این خانواده نیز نزد مادربزرگ ۸۴ ساله‌اش می‌ماند که خودش سالمند و نیازمند توجه و نگهداری ویژه است.”

این افراد در تاریخ ۲ شهریورماه امسال پس از احضار به یکی از نهادهای امنیتی شهرستان محل زندگی خود بازداشت شدند.

ماموران پس از بازداشت به منزل این زن و شوهر بهائی رفته و پس از تفتیش منزل تعدادی از لوازم شخصی ازجمله لپ‌تاپ، تلفن همراه، کتاب‌ها و یک دستگاه پیانوی آکوستیک آنها را ضبط کرده و با خود بردند. از سوی دیگر دو خودروی سواری و کامیونت این خانواده بهائی نیز توسط ماموران توقیف شده است.
پیشتر یک منبع مطلع از بازداشت این شهروندان بهائی در خصوص چگونگی بازداشت آنها به هرانا گفت: «روز یکشنبه ۲ شهریور هوشمند طالبی و همسرشان خانم مژده اقترافی طی یک تماس تلفنی برای تحویل گرفتن وسایلشان که در سال ۹۷ توسط نیروهای اداره اطلاعات ضبط شده بود، به یکی از نهادهای امنیتی این شهر فراخوانده شدند. آنها هم سوار بر خودروی سواری خود شده و به آنجا رفتند. پس از حضور آنها در ساختمان این نهاد امنیتی ماموران اقدام به بازداشت مژده اقترافی کرده و خودروی سواری آنها را نیز توقیف کردند. پس از آن ۵ تن از ماموران همراه با آقای طالبی به منزل آنها رفته و آنجا را مورد تفتیش قرار دادند و برخی لوازم شخصی آنها ازجمله کلیه کتاب‌ها، لپ‌تاپ، فلش، موبایل، وسایل و ادوات موسیقی فرزندانشان ازجمله پیانو بزرگ آکوستیک دخترشان را بار وانت کرده و با خود بردند. ماموران سپس به آقای هوشمند گفتند پشت کامیونت ایسوزو خود بنشیند و پشت سر آنها راه بیفتد. آقای هوشمند هم پس از حضور در این نهاد امنیتی بازداشت و کامیونت وی نیز توقیف شد.»

ویلاشهر، شهری از توابع بخش مرکزی شهرستان نجف آباد در استان اصفهان است.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.​

۱۳۹۹ دی ۱, دوشنبه

با انگیزه ناموسی؛ قتل زن جوان توسط برادرش در آبادان

 روز دوشنبه ۳ آذر، یک زن ۳۰ ساله در آبادان با انگیزه ناموسی توسط برادرش کشته شد. روز جمعه ۲۸ آذر، متهم این پرونده که پس از ارتکاب قتل متواری شده بود، توسط ماموران پلیس آگاهی آبادان دستگیر شد. 

در قوانین ایران مواردی در نظر گرفته شده تا افرادی که مرتکب “قتل‌های ناموسی” می‌شوند را از مجازات‌های سنگین معاف کند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک زن ۳۰ ساله در آبادان با انگیزه ناموسی توسط برادرش کشته شد.

بر اساس این گزارش، ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه دوشنبه ۳ آذر سال جاری، صدای شلیک گلوله در منطقه ذوالفقاری آبادان به گوش رسید و در ادامه اهالی منطقه در تماس با پلیس ۱۱۰ از کشته شدن زن جوانی در جلوی در خانه شان خبر دادند.

به دنبال آن تیمی از ماموران برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند و در بررسی ها مشخص شد که زن ۳۰ ساله ای داخل یک خودرو از ناحیه سر هدف گلوله اسلحه شکاری قرار گرفته است. تحقیقات پلیس نشان از آن داشت که این زن در جلوی چشمان فرزند ۱۲ ساله اش توسط برادرش کشته شده است.

متهم که با انگیزه ناموسی مرتکب قتل و متواری شده بود در تماس تلفنی ادعا کرد که قصد کشتن خواهرش را نداشته و گلوله به اشتباه شلیک شده است و قصد دارد به زودی خود را تسلیم ماموران کند.

تحقیقات پلیس برای دستگیری متهم در دستور کار ماموران پلیس آگاهی آبادان قرار گرفت و روز جمعه ۲۸ آذر این متهم که رضا نام دارد در منطقه ذوالفقاری آبادان دستگیر و به پلیس آگاهی شهرستان منتقل شد.

در قوانین ایران مواردی در نظر گرفته شده تا افرادی که مرتکب “قتل‌های ناموسی” می‌شوند را از مجازات‌های سنگین معاف کند.


تائید احکام حبس تعزیری ۵ شهروند بهائی ساکن مشهد

 روز یکشنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۹۹، شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی حکم پنج شهروند بهائی ساکن مشهد را که بیشتر در مرحله بدوی مجموعا به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بودند، عینا تائید کرد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، فرزانه دانشگری، نیکا پاکزادان، ساناز اسحاقی، نکیسا حاجی پور و نغمه ذبیحیان، پنج شهروند بهائی ساکن مشهد، پیش‌ از این توسط شعبه۳ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی باغدهی، به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق تبلیغ بهائیت» در مجموع به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بودند. این حکم در دادگاه تجدید نظر عینا تائید شد.

گفتنی است این شهروندان در آبان ۱۳۹۴ و همزمان با برگزاری دویستمین سالگرد تولد بهاءالله، پیامبر آئین بهائی، در پی یورش نیروهای امنیتی به مراسم مذهبی شهروندان بهائی در شهرهای مختلف ایران، توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت و پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شده بودند.​